کیت زبان انگلیسی طرح دایناسور
داینو زبان بلد
در جنگل سبز و قشنگ دلانالند، حیوانها هر روز کنار هم بازی میکردن، میخندیدن و دنبال یه ماجرای تازه میگشتن. خرس کوچولو دلش میخواست همیشه چیزهای تازه ببینه و به جاهای دور سفر کنه.
یه روز صبح خرس کوچولو کنار رودخونه نشسته بود و پرستوها رو نگاه میکرد که داشتن برای سفر آماده میشدن. یکی پرهاشو مرتب میکرد، یکی بالهاشو باز و بسته میکرد و یکی هم از بس عجله داشت، نزدیک بود با شاخهی درخت برخورد کنه. خرس کوچولو دستشو بالای چشمهاش گرفت و گفت: شماها باز میخواین برین سفر؟ خسته نمیشین آخه؟ یکی از پرستوها خندید و گفت: ما پرستوها عاشق سفریم! هر بار که پرواز میکنیم، یه جای تازه پیدا میکنیم. خرس کوچولو کمی جلوتر رفت و گفت: منم خیلی دلم میخواد یه سفر دور برم. شنیدم اون طرف کوهها یه جنگل خیلی دور هست که حیوناش به یه زبون دیگه حرف میزنن. پرستوی کوچولو گفت: منظورت گرین جانگله؟ خرس کوچولو با تعجب پرسید: گرین جانگل دیگه چیه؟ اسم یه حیوانه؟ یا مثلاً یه آبمیوهی جدیده؟ پرستوها زدن زیر خنده. پرستوی پیر گفت: نه خرس کوچولو! گرین جانگل یعنی جنگل سبز. حیوانهای اونجا به جنگل خودشون میگن Green Jungle. خرس کوچولو با خوشحالی گفت: پس من میخوام برم گرین جانگل و با حیوانهای اونجا دوست بشم! پرستوی پیر گفت: سفر رفتن فقط کولهپشتی برداشتن و راه افتادن نیست. اگه میخوای با حیوانهای اونجا حرف بزنی، باید زبانشون رو بلد باشی. خرس کوچولو کمی فکر کرد و گفت: اگه بلد نباشم چی؟ نکنه برم اونجا و به جای سلام کردن، بپرسم شام چی دارین؟ پرستوی پیر گفت: نگران نباش. یه نفر هست که میتونه کمکت کنه، داینو زبانبلد! خرس کوچولو چشمهاشو گرد کرد و گفت: دایناسور؟ همون که میگن با یه عطسه سه تا درخت تکون میخوره؟ پرستو خندید و گفت: نه بابا! داینو کوچولوی خودمون. البته شکمش یه کم بزرگه، ولی نه اونقدر که تو فکر میکنی! خرس کوچولو کولهپشتیشو برداشت و راه افتاد. از کنار رودخونه رد شد، از روی چندتا سنگ بزرگ پرید و بالاخره به غار داینو رسید و در زد. از داخل غار صدایی اومد: اگه عسل آوردی، بیا داخل، اگه هم عسل نیاوردی، باز بیا داخل… شاید خودم یه کم عسل داشته باشم!
خرس کوچولو وارد شد و دایناسور سبز کوچولویی رو دید که کنار چند دسته کارت رنگی نشسته بود. داینو سرشو بالا آورد و گفت: سلام! من داینو زبانبلدم… چطور میتونم کمک کنم؟ خرس کوچولو گفت: داینو، من میخوام برم گرین جانگل، ولی حیونای اونجا به یه زبان دیگه حرف میزنن. میتونی کمکم کنی؟ داینو با خوشحالی از جاش پرید و گفت: سفر؟ زبان تازه؟ دوستهای جدید؟ معلومه که میتونم! داینو یکی از کارتهای رنگی رو روی شکاف مخصوص شکمش گذاشت . چند لحظه بعد، صدایی از داخل داینو پخش شد و گفت: Dog. خرس کوچولو با دقت به تصویر نگاه کرد و گوش داد و گفت: داگ! یعنی سگ! داینو دست زد و گفت: آفرین! حالا تو بگو. خرس کوچولو سینهشو جلو داد و با صدای بلند گفت: دووووگ! داینو زد زیر خنده و گفت: نه بابا! اینطوری گفتی انگار سگ تبدیل به اژدها شده! دوباره بگو.
خرس کوچولو این بار آرومتر گفت: Dog. داینو گفت: آفرین! دیدی تونستی؟ بعد کارت بعدی رو برداشت و داخل شکاف شکمش گذاشت. صدای پخش شد و گفت: Butterfly. خرس کوچولو به تصویر کارت نگاه کرد و گفت: پروانه! بعد کمی فکر کرد و گفت: باترفلای…
اونا چند روز با هم تمرین کردن. خرس کوچولو یاد گرفت که Tree یعنی درخت، Ball یعنی توپ، Hen یعنی مرغ و Dinosaur یعنی دایناسور. هر بار که یه کلمه رو درست میگفت، داینو براش دست میزد. هر وقت هم اشتباه میکرد، داینو میگفت: اشکالی نداره! دوباره امتحان کن. هیچکس از همون بار اول همهچیز رو بلد نیست.
خرس کوچولو کمکم فهمید که برای یاد گرفتن، لازم نیست همیشه درست و بیاشتباه باشه. فقط باید خوب گوش بده، تلاش کنه و از اشتباه کردن نترسه.
چند روز بعد، بالاخره وقت سفر رسید. خرس کوچولو کولهپشتیشو بست، شیشه عسلشو برداشت و از داینو پرسید: فکر میکنی بتونم با حیوانهای گرین جانگل حرف بزنم؟ داینو لبخند زد و گفت: لازم نیست از همون اول همهچیز رو بلد باشی. فقط خوب گوش بده، کلمهها رو تکرار کن و اگه اشتباه کردی، دوباره امتحان کن.
خرس کوچولو راه افتاد. از روی کوهها گذشتن، از کنار رودخونههای بزرگ رد شدن و بعد از یه سفر طولانی، به گرین جانگل رسید. خرس کوچولو با حیوانهای گرین جانگل آشنا شد. اسم چندتا حیوان، چندتا رنگ و چند کلمهی ساده رو یاد گرفت. گاهی هم کلمهها رو قاطی میکرد. وقتی به جنگل دلانالند برگشت، همه دورش جمع شدن و ازش پرسیدن که سفرش چطور بوده. خرس کوچولو با افتخار گفت: Hello، Dog، Butterfly و Apple! البته هنوز خیلی کلمه هست که بلد نیستم. داینو لبخند زد و گفت: همین که هنوز دلت میخواد چیزهای تازه یاد بگیری، یعنی ماجرا ادامه داره. خرس کوچولو به کارتهای رنگی نگاه کرد و گفت: سفر من تموم نشده… تازه شروع شده!
از اون روز به بعد، خرس کوچولو هر روز چند کلمهی تازه یاد میگرفت و هر وقت یکی از حیوانهای دلانالند هم دلش میخواست زبان جدیدی یاد بگیره، با هم سراغ داینو زبانبلد میرفتن. چون فهمیده بودن برای کشف کردن دنیاهای تازه، لازم نیست از همون اول همهچیز رو بلد باشی؛ کافیه کنجکاو باشی، خوب گوش بدی، تلاش کنی و از یاد گرفتن لذت ببری!

۲,۳۵۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء 24% قیمت اصلی ۲,۳۵۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء بود.۱,۷۹۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءءقیمت فعلی ۱,۷۹۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء است.
موجود
اولین تجربههای یادگیری، همیشه با کتاب و کلاس شروع نمیشن. گاهی یک تصویر رنگی، یک صدای تازه یا حتی یک بازی ساده میتونه کنجکاوی رو بیدار کنه و کودک رو به سمت کشف کردن ببره.
وقتی یادگیری با هیجان و سرگرمی همراه میشه، کلمهها فقط برای حفظ کردن نیستن؛ تبدیل میشن به چیزهایی که میشه دید، شنید، تکرار کرد و در ذهن نگه داشت. همین تجربههای کوچیک، کمکم اعتماد به نفس کودک رو بیشتر میکنن و بهش یاد میدن که برای فهمیدن دنیای اطرافش، همیشه راهی برای کشف کردن وجود داره.
حالا تصور کن یک دوست بامزهی دایناسوری، هر بار یک کلمهی تازه رو به یک بازی جذاب تبدیل کنه!
کارتخوان آموزشی دایناسوری با ترکیب تصویر، صدا و بازی، یادگیری واژههای انگلیسی رو شیرینتر و تعاملیتر میکنه. کافیه کارت موردنظر داخل دستگاه قرار بگیره تا کلمهی مربوط به تصویر با صدای انگلیسی پخش بشه؛ بعد میشه تلفظش رو تکرار کرد، تصویر رو شناخت و قدم به قدم واژههای بیشتری یاد گرفت. کارتها موضوعات متنوعی دارن؛ از حیوانات و طبیعت گرفته تا رنگها، اعداد، اعضای بدن، وسایل نقلیه و کلمههای روزمره! بنابراین هر بار استفاده از دستگاه میتونه فرصتی برای کشف یک موضوع تازه باشه.
این محصول علاوه بر سرگرمی، به تقویت دایرهی واژگان انگلیسی، تلفظ، حافظهی شنیداری، تمرکز و یادگیری مستقل کمک میکنه و با شارژ USB، برای استفاده در خانه، مهدکودک و بازیهای آموزشی روزانه آمادهست.
کودکانی که امروز با شوق یاد میگیرن و دنیا رو کشف میکنن، فردا بزرگترهایی هستن که مسیرهای تازه میسازن.
دلانالند؛ منتخب والدین فردا!
| برند | متفرقه |
|---|---|
| سبک بازی | آموزشی, سرگرمی, فکری |
| رده سنی | کودکان بالای 3 سال |
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.

نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.