هتل حیوانات Animal hotel پلیموبیل سری My Life مدل ۷۱۷۴۲
هتل حیوانات
یه روز سرد و برفی زمستون بود. هلیا و همسرش حمید داشتن از بیرون برمیگشتن خونه که هلیا یهدفعه کنار خیابون چند تا گربه و سگ رو دید که خودشون رو جمع کرده بودن و از سرما میلرزیدن. یکی زیر یه درخت پناه گرفته بود، یکی خودش رو کنار دیوار چسبونده بود و یکی هم انگار اصلاً نمیدونست کجا باید بره. هلیا با ناراحتی گفت: حمید، این بیچارهها از سرما کجا برن؟ کاش یه جایی داشتیم که میتونستیم در این هوای سرد ازشون مراقبت کنیم. حمید چند لحظه فکر کرد و گفت: آره، فکر خوبیه… ولی نمیتونیم که ببریمشون خونه! هم خونه برای نگهداری حیوون نیست و هم باید یه جای مخصوص خودشون داشته باشن.
چشمهای هلیا برق زد و گفت: پس یه جای مخصوص براشون درست کنیم! حمید گفت: مثلاً چی؟ هلیا با ذوق گفت: هتل حیوانات! حمید خندید و گفت: هتل حیوانات؟ پس من از همین الان مدیر ساختمونم! هلیا خندید و گفت: باشه، ولی مدیر ساختمون باید آستیناشو بالا بزنه و کار کنه! فردای اون روز، هلیا و حمید دست به کار شدن. یه جای گرم و امن درست کردن، برای سگها محوطه بازی و لونه گذاشتن، یه قسمت برای شست و شوشون آماده کردن و برای گربهها هم جای استراحت، سبد و یه جای دنج برای قایم شدن درست کردن. برای طوطی هم یه جای مخصوص با چوب نشیمن آماده کردن. وقتی همهچی آماده شد، هلیا با ذوق گفت: خب! هتل حیوانات آمادهست، فقط مونده مهمونها برسن. هنوز حرفش تموم نشده بود که تق تق تق، صدای در اومد. هلیا گفت: وای! اولین مهمون! در رو باز کرد. یه سگ کوچولو جلوی در بود؛ خیس و گلآلود، با قیافهای که انگار سه روزه حموم نرفته! هلیا گفت: وای عزیزم! تو اول باید بری حموم! سگ یه نگاه به هلیا کرد، بعد یه نگاه به دوش انداخت و انگار اصلاً از دیدنش خوشحال نشد. حمید خندید و گفت: فکر کنم ایشون با حموم مشکل دارن! هلیا گفت: نگران نباش، فقط یه دوش کوچولوئه! سگ رو بردن قسمت شست و شو و با دوش دستی و اسفنج تمیزش کردن. هنوز کارشون تموم نشده بود که دوباره صدای در اومد. این بار یه گربه اومده بود که چشمهاش نصفهباز بود و هی خمیازه میکشید. هلیا گفت: سلام کوچولو! خوابت میاد؟ گربه فقط یه میوووی آروم کرد و مستقیم رفت روی تاب آویز و خودش رو جمع کرد.
حمید گفت: فکر کنم این یکی از همین الان اتاقشو رزرو کرده! هلیا خندید و گفت: بذار بخوابه، خیلی خستهست. چند دقیقه بعد یه گربه دیگه اومد که از گرسنگی شکمش صدا میداد. هلیا گفت: ای وای! تو گرسنهای؟ بریم براش غذا بیاریم. هلیا یه بشقاب برداشت و گفت: ولی غذای خودمون رو که نمیتونیم بهش بدیم. حیوونا هم مثل ما غذای مخصوص خودشون رو دارن. بعد برای گربه غذای مخصوص خودش گذاشت و یه کاسه آب هم کنارش گذاشت. گربه یه نگاه به غذا کرد، بعد یه نگاه به هلیا کرد و شروع کرد به خوردن. هلیا خندید و گفت: آرومتر! کسی نمیخواد غذاتو بدزده! گربه انگار اصلاً نشنید و با عجله مشغول خوردن شد. حمید خندید و گفت: فکر کنم خیلی وقته منتظر این غذا بوده! بعد از اون، یه سگ دیگه وارد هتل شد؛ این یکی اصلاً آروم و قرار نداشت. همین که وارد شد، مستقیم رفت سمت توپ و شروع کرد به بازی. هلیا گفت: خب! این یکی اصلاً خسته نیست! حمید گفت: اتفاقاً فکر کنم اومده هتل که ما رو خسته کنه! هلیا خندید و قلادهش رو بست و بردش داخل محوطه بازی. آخر از همه هم یه طوطی کوچولو رسید. رفت روی چوب نشیمن نشست و با صدای بلند گفت: سلام! هلیا و حمید با تعجب به هم نگاه کردن. حمید گفت: خب، حداقل این یکی یه سلامی کرد و خندیدن.
کمکم هتل پر از مهمونهای کوچولو شد. یکی غذا میخواست، یکی خوابش میاومد، یکی بازی میکرد و یکی هم فقط دلش میخواست یه گوشه دنج داشته باشه. هلیا و حمید هر روز بهشون آب و غذای مخصوص خودشون میدادن، باهاشون بازی میکردن، جای خوابشون رو مرتب میکردن و حواسشون بود که هر کدوم چه چیزهایی لازم دارن.
کمکم زمستون تموم شد. برفها آب شدن، هوا گرمتر شد و گلهای باغچه دوباره دراومدن. هلیا یه روز کنار در هتل ایستاده بود و به مهمونهای کوچولوش نگاه میکرد. دیگه هوا گرم شده بود و حیوانها کمکم آماده رفتن شده بودن. بعضیها راه خودشون رو پیدا کردن و رفتن و بعضیها هم رفتن دنبال یه جای مناسب برای زندگی.
هلیا وقتی آخرین مهمون هم از در هتل بیرون رفت، لبخند زد و گفت: خب، سفر به خیر کوچولوها! فقط یادتون باشه اگه یه شب دوباره جایی برای خوابیدن نداشتید، هتل حیوانات همیشه درش به روتون بازه!
۲۹,۹۹۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء 11% قیمت اصلی ۲۹,۹۹۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء بود.۲۶,۷۵۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءءقیمت فعلی ۲۶,۷۵۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء است.
موجود
بعضی بچهها وقتی یه حیوون کوچولو میبینن، دلشون میخواد همون لحظه بغلش کنن، بهش غذا بدن، باهاش بازی کنن و ببینن چی خوشحالش میکنه. حالا تصور کنین یه جای کوچولو داشته باشن که چند تا حیوان مختلف مهمونش باشن و خودشون مسئول مراقبت ازشون بشن!
هتل حیوانات (Animal hotel) پلیموبیل مدل ۷۱۷۴۲ دقیقاً برای همین بازیهای دوستداشتنی ساخته شده؛ یه هتل کوچولو که دو تا فیگور خانم و آقا و ۶ تا حیوون منتظرن تا کودک براشون کلی ماجرا بسازه. سه تا گربه با شکلهای مختلف، دو تا سگ، یکی داشهوند و یکی لابرادور، و یه طوطی مهمونهای این هتل هستن و هر کدوم هم نیازهای خودشون رو دارن.
کودک میتونه صبح در هتل رو باز کنه و مهمونها رو تحویل بگیره، به سگها غذا و آب بده، قلادهشون رو ببنده و ببرهشون در محوطه بازی. اگه یکی از سگها کثیف شده باشه، وقت حمومه! محل شست و شو، دوش دستی و اسفنج هم هست تا بازی مراقبت از حیوانات واقعیتر بشه.
گربهها هم برای خودشون یه دنیای جدا دارن؛ تاب آویز، جای مخفی شدن، سبد، توپ کاموا و وسایل بازی دارن و کودک میتونه هر کدوم رو هرجور که دوست داره سرگرم کنه. طوطی هم روی چوب نشیمن خودش میشینه و جای مخصوص غذا خوردن داره.
تازه کلی وسیله دیگه هم هست که بازی رو کاملتر میکنه؛ از ظرفهای آب و غذا، استخوان و تشویقی سگ و سوسیس گرفته تا سطل، تی، لگن آب، پیشخوان، سینک، لپتاپ و برچسب اسم برای حیوانها. یعنی کودک فقط با چند تا حیوان بازی نمیکنه؛ میتونه خودش رو بذاره جای کسی که واقعاً مسئول یه هتل حیواناته و از صبح تا شب حواسش به مهمونهاش باشه.
این بازی برای کودکان ۴ سال به بالا طراحی شده و از اون مدل بازیهایی که هر بار میشه یه داستان تازه براش ساخت؛ یه روز ممکنه یکی از سگها مهمون ویژه باشه، یه روز گربهها دردسر درست کنن و یه روز هم طوطی حسابی همه رو سرگرم کنه!
هتل حیوانات پلیموبیل ۷۱۷۴۲، یه دنیای کوچیک برای کلی بازی، مراقبت و ماجراجویی با حیوانهای دوستداشتنی!
دلانالند، منتخب والدین فردا!
| برند | Playmobil – پلی موبیل |
|---|---|
| رده سنی | 4 تا 12 سال |
| مخاطرات | خطر بلعیدن برای کودکان زیر 3 سال |
| جنس | پلاستیک ABS |
| سبک بازی | آموزشی, دستورزی, سرگرمی, فکری, مهارتی |
| کد محصول | کد 71742 |
| تعداد قطعات | 191 قطعه |
| کشور سازنده | آلمان |
فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شدهاند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.