ست پارکینگ طبقاتی و ریسینگ همراه فرمان موزیکال و ماشین
پارکینگ دلانالند
پارکینگ طبقاتی مرکز خرید دلانالند حسابی شلوغ بود. ماشینها از رمپها بالا میرفتن، از طبقهای به طبقهی دیگه میرسیدن و دنبال کار خودشون بودن. جعفرآقا، مسئول راهنمایی ماشینها، در اتاق کنترل نشسته بود و از پشت دوربینها همهجا رو زیر نظر داشت. یه لیوان چای هم کنارش بود که هنوز فرصت نکرده بود بخورتش. همون موقع، چهار تا ماشین وارد پارکینگ شدن؛ اما هر کدوم یه کاری داشتن.
ماشین قرمزه دنبال پمپبنزین میگشت. ماشین آبی باید خودش رو به تعمیرگاه میرسوند. ماشین زرده دنبال جای پارک بود و ماشین سبزه هم فقط میخواست راه خروج رو پیدا کنه و بره خونه. اما مشکل از جایی شروع شد که هیچکدوم به تابلوهای راهنما توجه نکردن! ماشین قرمزه از رمپ بالا رفت، یه دور چرخید و دوباره از همونجا سر درآورد. با خودش گفت: وای! این پمپبنزین چرا هرچی میرم ازم دورتر میشه؟!
ماشین آبی هم از راه رسید و گفت: ببخشید، تعمیرگاه این طرفه؟ قرمزه جواب داد: نمیدونم! ولی اگه پمپ بنزین و پیدا کردی، به منم بگو. من سه باره دارم از کنار همین ستون رد میشم. فکر کنم ستونش منو دوست داره! اون طرفتر، ماشین زرده دنبال جای پارک میگشت. از یک رمپ بالا رفت، پیچید داهل مسیر بعدی و دوباره برگشت سر جای اولش.
با غرغر گفت: من اومدم ماشینم رو پارک کنم، نه اینکه در پارکینگ مسابقهی دور دور بذارم! ماشین سبزه هم که حسابی کلافه شده بود، از کنارشون رد شد و گفت: کسی راه خروج رو بلده؟ من دیگه دارم به این پارکینگ وابسته میشم! چهار ماشین همینطور دور خودشون میچرخیدن که جعفرآقا از پشت دوربینها دیدشون. یه قلپ چای خورد، بلند شد و گفت: ای وای! این دیگه چه وضعیه؟ نکنه فکر کردن اینجا پیست مسابقهست. اول جلوی ماشین قرمزه رو گرفت و پرسید: آقا قرمزه، دنبال چی میگردی؟ قرمزه گفت: پمپبنزین! بنزینم داره تموم میشه. با این همه دور زدن، اگه پیداش نکنم، باید همینجا بخوابم!
جعفرآقا خندید و گفت: خب، تابلوی پمپبنزین رو دیدی؟ قرمزه گفت: راستش رو بخواین، یه تابلو دیدم، ولی فکر کردم برای تزئینه! خیلی هم خوشگل بود! جعفرآقا دستش رو زد به پیشونیش و گفت: عزیز من، این تابلوها رو نذاشتن که پارکینگ قشنگتر بشه! هرکدوم یه چیزی بهت میگن. وقتی تابلوی پمپبنزین رو میبینی، یعنی راهش از همون طرفه. اگه بهش توجه نکنی، ممکنه هی دور خودت بچرخی و آخرش هم به جایی که میخوای نرسی! ماشین آبی جلو اومد و گفت: پس منم باید دنبال تابلوی تعمیرگاه بگردم؟ جعفرآقا گفت: آفرین! بالاخره یکی پیدا شد که حرف حساب بزنه! ماشین زرده با عجله پرسید: پس جای پارک چی؟ من دیگه رمپها رو از حفظ شدم! جعفرآقا جواب داد: تو هم تابلوهای پارکینگ رو دنبال کن. وقتی علامت جای پارک رو دیدی، همون مسیر رو برو. لازم نیست هر راهی که جلوت بازه امتحان کنی! ماشین سبزه که بیصبرانه منتظر بود، گفت: آقای جعفرآقا، من فقط یه سؤال دارم. تابلوی خروج کجاست؟ قول میدم این بار بهش نگاه کنم؛ حتی اگه خیلی هم خوشگل نباشه! جعفرآقا خندید و گفت: اون تابلو رو که دیدی، دیگه مستقیم برو سمت خروجی. فقط خواهش میکنم سر راهت دوباره دور نزن؛ من دیگه چایم رو هم سرد خوردم!
چهار ماشین این بار با دقت به تابلوها نگاه کردن و هرکدوم راه خودشون رو پیدا کردن. قرمزه به پمپبنزین رسید، آبی وارد تعمیرگاه شد، زرده یک جای پارک مناسب پیدا کرد و سبزه هم بالاخره از پارکینگ بیرون رفت.
چند دقیقه بعد، جعفرآقا دوباره به اتاق کنترل برگشت و نشست تا چایش رو بخوره. هنوز اولین قلپ رو نخورده بود که از دوربین دید چهار ماشین دیگه وارد پارکینگ شدن!
لیوانش رو زمین گذاشت و گفت: ای داد بیداد! فقط امیدوارم این چهارتا بلد باشن تابلو بخونن!
۸,۳۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء 22% قیمت اصلی ۸,۳۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء بود.۶,۵۳۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءءقیمت فعلی ۶,۵۳۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء است.
موجود
ماشینبازی برای خیلی از بچهها از همون لحظهای شروع میشه که چند تا ماشین رو کنار هم میچینن و براشون جاده میسازن. یکی پارکینگ درست میکنه، یکی خیابونها رو به هم وصل میکنه و یکی هم برای ماشینهاش داستان میسازه؛ مثلاً ماشینی که باید به تعمیرگاه بره یا ماشینی که دنبال راهی برای رسیدن به مقصد میگرده. حالا تصور کنین کودک بتونه بهجای یک خیابون ساده، یک شهر چندطبقه با پارکینگ، رمپ و مسیرهای مختلف بسازه!
ست پارکینگ طبقاتی و ریسینگ توسیکی (Tuosiqi) مجموعهای که چنین فضایی رو برای بازی کودک فراهم میکنه. مسیرهای رنگارنگ و بخشهای مختلفش به هم وصل میشن و یک شهر کوچیک میسازن که ماشینها میتونن در اون از رمپها بالا برن، مسیرشون رو تغییر بدن و از بخشهای مختلف عبور کنن.
این مجموعه ۴ ماشین کوچک داره و قطعات متنوعی برای ساخت مسیر و پارکینگ در اون در نظر گرفته شده. رمپهای شیبدار، ریلها و قطعات اتصال، امکان ساخت مسیرهای چندسطحی رو فراهم میکنن. دروازهی عبور و علامت محدودیت ارتفاع هم بخشی از مسیرن و کودک میتونه ماشینها رو از این قسمتها عبور بده.
برای کاملتر شدن شهر، قطعاتی با ظاهر پمپبنزین، تعمیرگاه و ایستگاه اتوبوس هم وجود داره. تابلوهای تبلیغاتی و چراغ خیابان، جزئیات بیشتری به فضای بازی اضافه میکنن. نقشهی مسیر کمک میکنه کودک با چیدمان بخشهای مختلف آشنا بشه و برچسبهای تزئینی هم برای زیباتر کردن مجموعه در نظر گرفته شدن.
یه فرمان کنترلی با دکمههایی برای هدایت حرکت و پخش صدا برای بالا بردن ماشین از مسیر شیبدار داره که دو حالت است؛ حالت برقی و حالت دستی! در حالت دستی، کودک با چرخوندن قطعهی مخصوص، ماشین رو به بالای شیب هدایت میکنه. بعضی قسمتهای مسیر هم امکان تغییر جهت حرکت ماشین رو فراهم میکنن تا ماشینها بتونن راههای متفاوتی رو ادامه بدن.
کودک بالای ۳ سال، هنگام وصل کردن قطعات، ساختن مسیر و امتحان کردن راههای مختلف، فرصت پیدا میکنه تمرکز، هماهنگی چشم و دست و مهارت حل مسئله رو تمرین کنه. از طرفی، میتونه برای ماشینهاش داستان بسازه؛ یکی به تعمیرگاه بره، یکی از دروازه عبور کنه و دیگری راه تازهای برای رسیدن به مقصد پیدا کنه. اگر دوست یا خواهر و برادرش هم همراهش باشن، میتونن با هم شهرشون رو بسازن و برای ماشینها ماجراهای تازهای ترتیب بدن!
دلانالند؛ منتخب والدین فردا!
| برند | Tuosiqi – توسیکی |
|---|---|
| سبک بازی | آموزشی, دستورزی, سرگرمی, مهارتی |
| جنس | پلاستیک |
| مخاطرات | خطر بلعیدن برای کودکان زیر 3 سال |
| رده سنی | کودکان بالای 3 سال |
فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شدهاند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.