پیست تریلی دایناسوری هات ویلز
مسابقهی بزرگ داینو تیرکسی
یه روز صبح، در شهر دایناسورها خبر رسید که دلانالند قراره یه مسابقهی بزرگ ماشینسواری برگزار کنه و تیمهای مختلف برای شرکت در مسابقه آماده بشن. هر تیم ماشینهای خودش رو آورده بود و با کلی سر و صدا خودشون رو معرفی میکردن. یکی میگفت: ما سریعترین تیمیم! یکی دیگه میگفت: ما از همه بهتر میپریم! اما وسط این شلوغی، تیم داینو تیرکسی هنوز داشت ماشینهاشو آماده میکرد.
داینو تیرکسی، که تریلی تیم بود، همیشه ماشینها رو با خودش جا به جا میکرد. ماشینها یکی یکی سوار تریلی داینو شدن و داینو با غرور گفت: همه سوار شدن؟ پس بزن بریم! یکی از ماشینها خندید و گفت: فقط آرومتر! من هنوز صبحونهمو هضم نکردم! داینو خندید و گفت: باشه، ولی اگه وسط راه قار و قور کردی، تقصیر من نیست!
وقتی به محل مسابقه رسیدن، تازه فهمیدن مسابقه با چیزی که فکر میکردن فرق داره. قرار بود ماشینها از دو مسیر متفاوت بپرن و خودشون رو به طرف دیگه برسونن. ماشینهای تیمهای دیگه یکی یکی امتحان کرده بودن، اما بعضیها شتاب کافی نداشتن و بعضی تیمها هم فقط میتونستن از یکی از مسیرها بپرن. چند تا از ماشینها کنار پیست ایستاده بودن و با نگرانی به مسیر نگاه میکردن.
یکی از ماشینهای داینو تیرکسی گفت: فکر کنم ما هم نمیتونیم! داینو سرش رو تکون داد و گفت: هنوز که امتحان نکردیم! اول یه فکری براش میکنیم. بعد چند لحظه به مسیر نگاه کرد و گفت: آهان! فهمیدم باید چیکار کنیم. داینو یکی از ماشینها رو برداشت و گفت: بیا داخل دهنم! ماشین با تعجب گفت: اِ… دهنت؟! داینو خندید و گفت: آره! بهترین جای شروع مسابقه! ماشین گفت: فقط منو نخوریا! داینو زد زیر خنده و گفت: بابا تو ماشین مسابقهای هستی، منم دایناسور!
دِاینو دم بزرگش رو باز کرد و دمش تبدیل به یه مسیر شیبدار شد. دو تا ماشین روی دمش رفتن و با سرعت سر خوردن و خودشون رو به طرف دیگه رسوندن. حالا نوبت ماشینی بود که داخل دهان داینو بود. داینو دهنش رو باز کرد و گفت: بپر! ماشین با تمام سرعت بیرون پرید، اما پرشش زیاد نبود و نزدیک داینو افتاد پایین. ماشین با ناراحتی گفت: دیدی؟ من نمیتونم برسم! داینو گفت: نه نه! هنوز یه راه دیگه مونده. و گفت: این بار محکم خودتو بگیر! بعد روی دو پاش ایستاد. حالا بلندتر شده بود. ماشین دوباره داخل دهنش رفت. داینو گفت: آمادهای؟ این یکی پرش بلنده! ماشین گفت: آمادهام… فقط اگه رسیدم اونور، قول بده دیگه منو نندازی تو دهنت! داینو خندید و گفت: قول! سه… دو… یک… بروووو! ماشین با سرعت از دهن داینو بیرون پرید و این بار با یه پرش بلند، خودش رو به طرف دیگهی مسیر رسوند. هر سه ماشین با خوشحالی بوق زدن و تیم داینو تیرکسی از خوشحالی بالا و پایین پرید.
یکی از ماشینها گفت: دیدی؟ اول فکر کردیم نمیشه! داینو لبخند زد و گفت: آره، ولی بهجای اینکه بگیم نمیشه، یه راه دیگه پیدا کردیم. وقتی مسابقه تموم شد، چند تا از ماشینها دور داینو جمع شدن. یکی پرسید: راز تیمتون چی بود؟ داینو شونههاشو بالا انداخت و گفت: راز خاصی نداشت! یه کم نگاه کردیم، یه کم فکر کردیم، بعد یه راه تازه امتحان کردیم!
عصر که شد، داینو تیرکسی ماشینها رو دوباره سوار کرد و راه افتاد. وقتی از کنار تابلوی بزرگ دلانالند رد میشدن، یکی از ماشینها سرش رو از پنجره بیرون آورد و گفت: داینو… مسابقهی بعدی هم همینجاست؟ داینو لبخند زد و گفت: اگه باشه، این بار امیدوارم یه مسیر سختتر بذارن!
28%۳,۱۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء قیمت اصلی: ۳,۱۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء بود.۲,۲۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءءقیمت فعلی: ۲,۲۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء.
موجود در انبار
بعضی بچهها با دیدن یک ماشین مسابقهای، سریع در ذهنشون یه پیست میسازن؛ جادهای پر از پیچ و مانع که ماشینها باید با سرعت ازش رد بشن. بعضیها هم عاشق دایناسورن و دوست دارن هر جا میرسن، یک تیرکس بزرگ هم وارد ماجراشون کنن. حالا وقتی این دو علاقه با هم همراه بشن، دیگه یک مسابقهی معمولی کافی نیست؛ باید ماشینها از یک جای عجیب شروع کنن، از بین موانع رد بشن و شاید حتی یک دایناسور غولپیکر هم وسط مسیر منتظرشون باشه!
پیست تریلی دایناسوری هات ویلز دقیقاً از همین ترکیب هیجانانگیز ساخته شده؛ یک تیرکس بزرگ که هم ماشینها رو با خودش حمل میکنه و هم خودش به سکوی شروع یک مسابقه تبدیل میشه. سه ماشین فلزی مسابقهای با مدلهای رندوم همراهشه تا ماجرا از همون اول آمادهی شروع باشه. ماشینها میتونن داخل طبقات تریلی قرار بگیرن و دیوارههای کناری هم باز میشن تا کودک راحتتر ماشینها رو بچینه و برای مسابقه آمادهشون کنه.
اما صبر کنین؛ هنوز قسمت اصلی ماجرا مونده! وقتی پایههای عقب تیرکس تغییر حالت میدن، تریلی به شکل یک دایناسور ایستاده درمیاد و دمش هم باز میشه و یک مسیر شیبدار برای حرکت ماشینها میسازه. حالا ماشین رو داخل دهان تیرکس قرار میدید، دکمهی پرتاب رو فشار میدید و… «وووش!» ماشین با سرعت بیرون میپره و وارد مسیر میشه. میتونید موانع رو سر راهش بذارید و ببینید از کدوم مسیر سالمتر و سریعتر رد میشه.
۱۲ مانع و علامت مسیر هم دست کودک رو برای ساختن مسابقههای مختلف باز میذارن. یک بار مسیر رو کوتاه میچینه، یک بار چند مانع پشت سر هم میذاره و یک بار هم سه ماشین رو آماده میکنه تا ببینه کدومشون زودتر به خط پایان میرسه. حتی میتونه برای هر ماشین اسم بذاره و قبل از پرتاب بگه: «آمادهای؟ سه، دو، یک… برووو!» همین تغییر دادن مسیر، امتحان کردن راههای مختلف و دوباره شروع کردن مسابقه، بازی رو هر بار تازه نگه میداره. از طرفی، کودک فقط با ماشینها سرگرم نیست؛ خودش طراح پیسته. تصمیم میگیره ماشینها کجا قرار بگیرن، مانعها کجا باشن و مسابقه چطور شروع بشه. بازیهایی از این جنس، کودک رو وادار میکنن نگاه کنه، انتخاب کنه، امتحان کنه و اگر نتیجه اون چیزی نبود که میخواست، دوباره مسیرش رو تغییر بده.
دلانالند این ترکیب رو دوست داره؛ جایی که یک ماشین مسابقهای فقط یک ماشین نیست و یک دایناسور هم فقط یک دایناسور نیست. کنار هم میتونن تبدیل بشن به یک پیست پرهیجان، یک مسابقهی تازه و داستانی که هر بار کودک خودش قانونش رو عوض میکنه. شاید امروز تیرکس، دروازهی شروع سه ماشین مسابقهای باشه و فردا وسط یک مسیر عجیب پر از مانع قرار بگیره؛ چون وقتی کودک شروع به ساختن دنیای خودش میکنه، حتی یک دایناسور بزرگ هم میتونه بخشی از نقشهی او بشه. همین فرصت برای ساختن، آزمودن و دوباره شروع کردن، چیزیست که دلانالند برای کودکان امروز انتخاب میکنه؛ دلانالند، منتخب والدین فردا!
| برند | متفرقه |
|---|---|
| سبک بازی | آموزشی, سرگرمی, مهارتی |
| رده سنی | کودکان بالای 3 سال |
.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

دیدگاهها
پاکسازی فیلترهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.