فیگور زوتوپیا مجموعه ۶ عددی ارتفاع ۱۱ سانتیمتر

پرونده‌های زوتوپیا

نهههههه! صدای جیغی از اداره پلیس دلانالند بلند شد. کلادهاوزر؛ یوزپلنگ مهربان و همیشه هیجان‌زده‌ی اداره، اونقدر دستپاچه شده بود که دور خودش می‌چرخید و می‌گفت: تموم شد! مسابقه تموم شد! مدال‌ها نیستن! شش تا مدال طلایی غیبشون زده!

همون موقع، جودی هاپس خرگوش کوچولو با گوش‌های بلند مثل فنر از روی پله‌ها پایین پرید. نفس عمیقی کشید و گفت: همه آروم باشین. هیچ مدالی خودش پا درنمیاره و فرار نمی‌کنه! در همون لحظه، نیک وایلد؛ روباه زرنگ، با خونسردی از در وارد شد و گفت: اول یه سؤال مهم… کلادهاوزر، مطمئنی مدال‌ها رو با دونات اشتباه نگرفتی؟ کلادهاوزر با تعجب به شکمش نگاه کرد و گفت: اِ… نه!… یعنی… نه دیگه! نیک خندید و گفت : فقط خواستم مطمئن بشم! صدای محکم چیف بوگو، رئیس جدی اداره پلیس، همه رو ساکت کرد. دیگه بسه! تا شروع مسابقه فقط ده دقیقه وقت داریم. هر گروهی یه طرف اداره رو بگرده.

از آخر راهرو صدایی خیلی آروم شنیده شد: مــــن… هــــم… اومدم… فلش؛ تنبل دوست‌داشتنی شهر تازه داشت وارد اتاق میشد. نیک زیر لب گفت: بچه‌ها، تا فلش برسه، فکر کنم مسابقه سال بعد هم شروع بشه!

حتی بوگو هم نتونست جلوی خندش رو بگیره. همه دنبال مدال‌ها دویدند. جودی زیر میزا رو نگاه می‌کرد، نیک کشوها رو باز می‌کرد و هر بار چیزی عجیب پیدا می‌کرد. یک بار یک جوراب راه‌ راه، یه بار یه هویج پلاستیکی و یه بار هم یک دونات که معلوم نبود از کجا اومده. کلادهاوزر با خوشحالی گفت: آها! پیداشون کردم!… اِ… نه، اینا فقط در قابلمه‌ست. همین موقع، بل‌وِدر، گوسفند کوچولوی شهر، آروم وارد شد و گفت: همه دارین جای اشتباهی می‌گردین. وقتی چیزی گم میشه، اول باید فکر کنیم آخرین بار کجا بوده. جودی لبخند زد و گفت: درسته! کلادهاوزر، آخرین بار مدال‌ها رو کجا دیدی؟ کلادهاوزر چند لحظه فکر کرد، بعد با ذوق گفت: یادم اومد! کنار پرچم مسابقه! همه با سرعت به سالن دویدند. وقتی همه نفس‌نفس‌زنان به سالن رسیدن، خبری از مدال‌ها نبود. نیک با خنده گفت: فکر کنم این مدال‌ها از خودمون هم سریع‌تر می‌دون! همون لحظه فلش، که تازه به سالن رسیده بود، خیلی آروم گفت: اَممم… اگه… منظورتون… ایناس…همه برگشتن و دیدن شش مدال طلایی، پشت پرده آویزون بودن! بعد صدای خنده همه بلند شد. نیک با خنده گفت: یعنی ما نصف شهر رو گشتیم، ولی فلش زودتر از همه پیداشون کرد؟ این دیگه واقعاً عجیبه! جودی یکی از مدال‌ها رو برداشت و گفت: پس معلوم شد در مأموریت‌ها، همیشه سریع دویدن مهم نیست؛ گاهی باید با دقت نگاه کرد. چیف بوگو با رضایت سرش رو تکون داد و گفت: پرونده بسته شد. اما وقتی همه می‌خواستن برگردن، کلادهاوزر متوجه چیزی شد. پشت آخرین مدال، یک برچسب کوچیک چسبیده بود که روش نوشته شده بود: پرونده بعدی، در دلانالند منتظر شماست که زوتوپیای‌ها کنار هم جمع شدند…

با ما تماس بگیرید

توضیحات

تا حالا دقت کردید بچه‌ها وقتی یک انیمیشن رو دوست دارن، با تموم شدنش ماجرا براشون تموم نمیشه؟ تازه اون موقع قصه از نو شروع میشه. بالشت میشه کوه، فرش میشه خیابون، چند کتاب کنار هم می‌شند ساختمونای یه شهر بزرگ و کودک با ذوق، برای شخصیتای محبوبش مأموریت‌های تازه می‌سازه. هر بار یه معما، یه تعقیب‌ و گریز یا یه اتفاق بامزه؛ انگار کارگردان تموم این داستان‌ها خودشه.

مجموعه ۶ عددی فیگور زوتوپیا همین خیال رو از داخل صفحه نمایش به دنیای واقعی میاره. جودی هاپس؛ خرگوش شجاع و باهوش، کنار نیک وایلد، روباه زیرک و خوش‌صحبت، همراه با فلش؛ تنبل دوست‌داشتنی، چیف بوگو؛ رئیس جدی اداره پلیس، کلادهاوزر، پلنگ مهربان و خوش‌خوراک و بل‌وِدر، شخصیت مرموز داستان، کنار هم قرار می‌گیرن تا هر بار ماجرایی تازه رو شروع کنن.

هر کدام از این فیگورها حدود ۱۱ سانتی‌متر ارتفاع دارن و روی پایه‌ی مخصوص خودشون می‌ایستن؛ هم برای ساعت‌ها بازی و قصه‌پردازی و هم برای اینکه بعد از پایان ماجرا، گوشه‌ای از اتاق یا کتابخانه یادآور دنیای دوست‌داشتنی زوتوپیا باشن. کودک هنگام بازی، برای شخصیت‌ها دیالوگ می‌سازد، نقش‌ها را عوض می‌کنه، راه‌حل پیدا می‌کنه و بدون اینکه متوجه باشه، تخیل، تمرکز، مهارت داستان‌پردازی و هماهنگی چشم و دستش رو تقویت می‌کنه.

در دلانالند باور داریم بعضی شخصیت‌ها فقط چند فیگور کوچک نیستن؛ اونا هم‌بازی‌هایی هستن که هر روز یک قصه تازه می‌سازن و خاطره‌هایی می‌سازن که سال‌ها بعد هم با لبخند به یاد میان.

دلانالند؛ منتخب والدین فردا!

توضیحات تکمیلی
برند
سبک بازی
رده سنی
جنس
نظرات (0)
0 نقد و بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.