عروسک سورپرایزی حمامی اسکراف لاوز مدل آبرنگی

سه پشمالوی مرموز

امروز خونه‌ از صبح پر از سر و صدا بود. نیکا، نیما و نیکی، سه‌قلوی خانواده، تولدشون بود و از بس ذوق داشتن، یه لحظه هم آروم نمی‌گرفتن. نیکا دور اتاق می‌چرخید و می‌گفت: کیک آماده‌ست؟ نیما با ذوق :اول کادوها! من می‌خوام بدونم کادوم چیه! نیکی هم دست‌هاشو پشت کمرش گذاشته بود و می‌گفت: من می‌دونم… حتماً یه چیز خیلی بزرگه! همون موقع مامان و بابا با سه تا جعبه‌ی کادو شده رسیدن. سه‌قلوها با دیدن جعبه‌ها خشکشون زد؛ هر سه تا جعبه شبیه هم بودن! نیکا با چشم‌های گرد گفت: چرا کادوهای ما سه‌تا عین همن؟ نکنه هر سه‌تاش یه چیزه؟! مامان خندید و گفت: خب، بازشون کنین تا ببینین؟

سه‌قلوها با عجله روبان‌ها رو باز کردن. وقتی در جعبه‌ها بالا رفت، هر سه تاشون با تعجب به داخل جعبه نگاه کردن. چیزی که دیدن اصلاً شبیه کادوهای معمولی نبود؛ داخل هر جعبه یه گلوله‌ی پشمالوی نرم و به هم‌ریخته بود. نیما آروم دست کشید روش و گفت: این دیگه چیه، یه توپ پشمالوئه؟ نیکی جعبه رو چرخوند و دید پشت جعبه نوشته: منو بشور! زد زیر خنده و گفت: کادو گرفتیم یا لباس چرک؟! بابا خندید و گفت: شاید باید ببینین بعد از شستن، چی ازش درمیاد! سه‌قلوها، با عجله گلوله‌های پشمالوشون رو برداشتن و رفتن سمت حموم و هر کدوم گلوله‌ی پشمالوی خودش رو داخل یه ظرف آب گذاشت. نیکی گفت: آماده‌اید؟یک… دو… سه! و هر سه تایی شروع به شستن گلوله‌های پشمالو کردن. آب روی موهای درهم‌رفته ریخت و کم‌کم گلوله‌ها باز شدن. نیکا یه‌دفعه گفت: وای! یه گوش دیدم! نیما خندید و گفت: مال منم داره یه چیزی نشون میده! نیکی: زود باشین! باید ببینیم چی قایم شده! هر سه با حوصله ادامه دادن. کم‌کم یه صورت کوچولو از بین موها پیدا شد، بعد گوش‌ها و پاهای کوچولوشون هم معلوم شد. نیکا با ذوق گفت: خرگوشه! نیما گفت: مال من گربه‌ست! نیکی هم با دیدن پوزه‌ی کوچولوی حیوانش دست زد و گفت: منم یه سگ دارم!

ولی کار هنوز تموم نشده بود. موهای حیووناشون خیس و به‌هم‌ریخته بود. نیکا حوله آورد، نیما برس‌ها رو برداشت و نیکی هم قلاده‌ها و گل‌سرها رو کنار دستشون گذاشت. نشستن و شروع کردن به خشک کردن و مرتب کردن دوست‌های تازه‌شون. یکی با حوله موها رو خشک می‌کرد، یکی آروم برس می‌کشید و یکی هم قلاده و گل‌سر رو آماده می‌کرد. کم‌کم موهای نرم و پف‌کرده‌شون مرتب شد. نیما به گربه‌اش نگاه کرد و خندید: وای! اولش شبیه توپ بود، الان شده گربه! نیکا گوش‌های خرگوشش رو مرتب کرد: نگاه کنین! گوشاش چه نازه! نیکی هم سگ کوچولوش رو بغل کرد و گفت: حالا دیگه معلومه تو کی هستی!

بعد نوبت اسم گذاشتن رسید. نیکا با خنده: من برای خرگوشم یه اسم دارم! نیما و نیکی سریع گفتن: ما هم دارم! هر سه شروع کردن به فکر کردن. یکی یه اسم می‌گفت، بالاخره هر کدوم یه اسم برای حیوون خودش انتخاب کرد و اسمش رو روی پلاک قلاده گذاشت.

مامان که از دور حواسش بهشون بود، لبخند زد و گفت: حالا فهمیدین چرا سه تا کادوتون شبیه هم بود؟ نیکی با ذوق گفت: چون ما سه‌قلوییم! بابا خندید و گفت: آره، سه‌قلویین… ولی مگه سه‌قلوها باید همه‌چیزشون مثل هم باشه؟ سه‌قلوها به هم نگاه کردن. نیکا به خرگوشش نگاه و گفت: من خرگوش دارم، نیما گربه داره و نیکی هم سگ. بابا گفت: دیدین؟ کادوها شبیه هم بودن، ولی هر کدومتون یه دوست متفاوت پیدا کردین. خود شما سه‌تا هم همین‌طورین؛ ممکنه سه‌قلو باشین، ولی هر کدومتون ممکن یه چیزایی رو بیشتر دوست داشته باشید و یه جور خاص خودتون می‌خندین. نیکی خندید و گفت: یعنی من، منم! نیما هم فوری گفت: پس منم خودمم! نیکا زد زیر خنده: خب معلومه! وگرنه که دیگه نیما نمی‌شدی!

نیکا به جعبه‌های خالی نگاه کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا کادوهای ما سه‌ تا شبیه هم بودن! نیما خندید و گفت: چون دلانالند می‌دونسته ما سه‌قلوییم! نیکی هم حیوون کوچولوش رو بغل کرد و گفت: دلانالند فکر همه‌جا رو کرده؛ حتی برای هر کدوممون یه دوست متفاوت گذاشته!

21% قیمت اصلی: ۱,۹۹۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء بود.قیمت فعلی: ۱,۵۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء.

موجود در انبار

بازه زمانی ارسال: 14. شهریور – 15. شهریور
توضیحات

بعضی وقت‌ها یه کودک فقط با دیدن یه موجود کوچولوی به‌هم‌ریخته، دلش می‌خواد دست به کار بشه؛ تمیزش کنه، موهاشو مرتب کنه، بغلش کنه و بدونه پشت اون ظاهر نامرتب چه شکلی قایم شده. حالا تصور کنین یک گلوله‌ی نرم و پشمالو جلوی کودکتون باشه و هیچ‌کس ندونه داخلش یه سگ کوچولو، یه گربه یا یه خرگوش منتظره! همین‌جا ماجرای دوست کوچولوی اسکراف لاوز (Scruff-a-Luvs) شروع میشه؛ یک حیوان پشمالوی سورپرایزی از مجموعه لیتل لایو پتس (Little Live Pets) که انگار منتظر مونده تا یک نفر پیداش کنه و بهش رسیدگی کنه.

در مدل آبی (Aqua / Blue)، حیوان کوچولو اول به شکل یک گلوله‌ی مویی فشرده و نامرتب دیده می‌شه و هنوز معلوم نیست قراره چه حیوانی ازش بیرون بیاد. کودک اول با آب ولرم می‌شورتش و کم‌کم موهای درهم‌رفته باز میشن و شکل واقعی دوست کوچولوش معلوم میشه. بعد با حوله و باد ملایم سشوار موهاشو خشک می‌کنه، با برس مخصوص شونه‌اش می‌زنه و گل‌سر یا پاپیون و قلاده‌اش رو می‌بنده. حالا دیگه وقت انتخاب اسمه! در بسته یک گواهی سرپرستی هم هست که کودک می‌تونه اسم دوست جدیدش رو روش بنویسه. البته تا قبل از شست‌ و شو هیچ‌کس نمی‌دونه پشت اون گلوله‌ی پشمالو یک «پاپی» ( سگ کوچولو)، یک «کیتی» ( گربه) یا یک «بانی» ( خرگوش) قایم شده.

قشنگی ماجرا اینکه کودک فقط منتظر نمی‌مونه تا ببینه چه چیزی داخل بسته ست؛ خودش قدم‌ به‌ قدم دوست کوچولوش رو پیدا می‌کنه و ظاهرش رو مرتب می‌کنه. لمس موهای خیس، شانه زدن، بستن گل‌سر و قلاده و نوشتن اسم روی گواهی، دست‌ها و انگشت‌های کوچیکش رو حسابی درگیر می‌کنه و از طرفی، مراقبت از این حیوان کوچولو می‌تونه حس مسئولیت‌پذیری رو هم در قالب بازی بهش نشون بده. برای بچه‌های بالای ۲ سال، این تغییر از یک توپ مویی نامرتب به یک حیوان نرم و پشمالو، خودش یک کشف شیرینه؛ مخصوصاً وقتی بالاخره می‌فهمه: «من یه سگ پیدا کردم!» یا «وای! گربه‌ست!»

حالا تصور کنین چند روز بعد، کودکتون دوست پشمالوش رو بغل کرده، موهاشو با برس مرتب می‌کنه و با افتخار اسمش رو صدا می‌زنه. شاید برای شما فقط چند دقیقه بازی باشه، اما برای او، قصه‌ی یک دوست کوچولوه که خودش پیداش کرده، نجاتش داده و بهش اسم داده. ما در دلانالند عاشق همین تجربه‌های کوچیکیم؛ بازی‌هایی که دست کودک رو مشغول می‌کنن، کنجکاویش رو قلقلک میدن و بهش اجازه میدن با دنیای اطرافش مهربون‌تر و مسئولانه‌تر رفتار کنه. شاید این کوچولوی پشمالو اولین دوست نجات‌یافته‌ی کودک باشه، اما معلوم نیست بعد از این، چه موجود کوچولوی دیگری منتظر کمک او باشد.

دلانالند؛ منتخب والدین فردا!

نظرات (0)
0 نقد و بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.