ست آشپزخانه کودک مدل Western Kitchen کد 938

سفارش ویژه آشپزخونه دلانالند

صبح یکی از روزهای شلوغ تابستون، آوا و تبسم در آشپزخونه‌ی خونه‌شون در شهرک دلانالند مشغول آماده کردن صبحونه بودن که یه‌دفعه صدای زنگ در اومد. تبسم با عجله دوید سمت در و گفت: من باز می‌کنم! شاید سفارشمون رسیده باشه! آوا خندید و گفت: سفارش؟ ما که هنوز رستورانمون رو افتتاح نکردیم! تبسم در رو باز کرد و یه پاکت کوچیک دید. روی پاکت نوشته بود: سفارش ویژه برای آشپزخونه‌ی دلانالند. پاکت رو باز کرد و شروع کرد به خوندن: برای مهمونی عصر، سه برگر، دو استیک، مرغ، نوشیدنی و بستنی لازم داریم. لطفاً سفارش تا قبل از ساعت پنج آماده بشه. تبسم با نگرانی گفت: تا قبل از پنج؟! آوا، این دیگه یه سفارش معمولی نیست… یه مأموریته! آوا پاکت رو گرفت و دوباره نگاهی به فهرست انداخت. بعد گفت: خب، زیاد به نظر میاد، ولی قرار نیست همه‌شو با هم انجام بدیم. اول مواد غذایی، بعد غذاها، آخر هم نوشیدنی و بستنی. تبسم کمی فکر کرد و گفت: یعنی یکی‌ یکی؟ آوا لبخند زد و گفت: دقیقاً. پس بریم سراغ کار اول.

اول سراغ مواد غذایی رفتن. تبسم هویج و خیارها رو برداشت و شیر آب رو باز کرد. آب از شیر بیرون اومد و مواد غذایی رو یکی‌ یکی شست. تبسم گفت: این آشپزخونه هم فهمیده امروز کلی کار داریم!   آوا استیک رو روی صفحه‌ی گریل گذاشت و تبسم نان‌های برگر رو کنار هم چید. بعد کاهو، گوجه و پنیر رو آماده کرد. تبسم یکی از تکه‌های پنیر رو برداشت و گفت: این یکی برای من. آوا سریع گفت: تبسم خانوم! اون پنیر برگره! تبسم پنیر رو سر جاش گذاشت خب داشتم فقط کیفیتشو بررسی می‌کردم! آوا خندید: کیفیتش عالیه، حالا بذارش سر جاش تا چیزی برای مشتری بمونه!

آوا چند قطره آب داخل قسمت مخصوص اجاق ریخت. چند لحظه بعد بخار از روی گاز بلند شد و صدای پخت‌ و پز در آشپزخونه پیچید. آوا هود بالای آشپزخونه رو روشن کرد و صدای موزیکش بلند شد. تبسم گفت: حالا دیگه آشپزخونه‌مون رسماً شده رستوران! آوا نگاهی به ساعت انداخت و گفت: هنوز وقت داریم. مرحله‌ی غذا هم داره پیش میره. بریم سراغ برگرها.

تبسم نونا رو برداشت و شروع کرد به درست کردن برگرها. اول نون، بعد همبرگر، کاهو، گوجه و پنیر. یکی‌ یکی برگرها آماده شدن. تبسم یکی از برگرها رو بالا گرفت و با افتخار گفت: خانم‌ها و آقایان! برگر شماره‌ی یک آماده‌ست! فقط امیدوارم مشتری‌ها بدونن چه آشپز بزرگی براشون درستش کرده! آوا گفت: اگه همین‌طوری تعریف کنی، تا شب سفارشمون تموم نمیشه! بعد نوبت مرغ و استیک‌های دیگه شد. آوا مشغول غذاها بود و تبسم هم وسایل لازم رو یکی‌ یکی آماده می‌کرد. کم‌کم چیزهایی که اول صبح یه عالمه کار به نظر می‌رسیدن، یکی‌ یکی آماده شدن. تبسم نگاهی به پاکت انداخت و گفت: برگرها آماده‌ان، استیک‌ها هم آماده‌ان… فقط نوشیدنی و بستنی مونده! آوا گفت: دیدی؟ یکی‌ یکی که بریم جلو، زودتر از چیزی که فکر می‌کردیم تموم میشه.

آوا نوشیدنی‌ها رو آماده کرد و تبسم رفت سراغ قسمت دسر. چند بستنی رو کنار هم گذاشت و با جدیت گفت: خب، رسیدیم به سخت‌ترین قسمت کار. چون باید تصمیم بگیرم کدوم بستنی رو برای خودم برندارم! آوا خندید و گفت: این تصمیم رو بذار برای بعد از تحویل سفارش! تبسم یه آه بلند کشید و گفت: باشه… ولی خیلی تصمیم سختیه!

بالاخره همه‌چیز آماده شد. سه برگر کنار هم بودن، استیک‌ها روی بشقاب قرار گرفته بودن، مرغ و ماهی هم آماده بودن و نوشیدنی‌ها و بستنی‌ها کنار میز چیده شده بودن. تبسم یه نفس راحت کشید و گفت: تموم شد! بعد به پاکت نگاه کرد و گفت: صبح که اینو دیدم، فکر کردم محاله تا پنج همه‌ش آماده بشه. آوا لبخند زد و گفت: فقط باید می‌فهمیدیم از کجا شروع کنیم.

همون موقع صدای زنگ در دوباره بلند شد. تبسم با عجله رفت سمت در و گفت: سفارش ویژه‌ی آشپزخونه‌ی دلانالند آماده‌ست! مهمونا با دیدن میز پر از غذا ذوق کردن. یکی از بچه‌ها پرسید: همه‌ی اینا رو خودتون درست کردین؟ تبسم با افتخار گفت:بلهههه! البته من مسئول بخش برگرها بودم. آوا خندید و گفت: و مسئول بررسی کیفیت پنیرها !

مهمونی حسابی خوش گذشت. بچه‌ها غذا خوردن، خندیدن و برای دسر سراغ بستنی‌ها رفتن. وقتی مهمونا رفتن، آوا نگاهی به آشپزخونه انداخت. روی میز چند تا بشقاب و لیوان مونده بود و وسایل آشپزی هم هرکدوم یه گوشه بودن. آوا گفت: خب… فکر کنم یه سفارش دیگه داریم. سفارش مرتب کردن آشپزخونه. تبسم گفت: آها! این یکی رو هم می‌تونیم مرحله‌ به‌ مرحله انجام بدیم. آوا گفت: دقیقاً! بعد دوتایی دست‌ به‌ کار شدن؛ یکی ظرف‌ها رو جمع کرد و اون یکی وسایل آشپزی رو سر جاشون گذاشت. چند دقیقه بعد، آشپزخونه دوباره مرتب و آماده بود.

چراغ‌های شهرک دلانالند یکی‌ یکی روشن شده بودن و آسمون کم‌کم نارنجی می‌شد. تبسم نگاهی به آشپزخونه انداخت و گفت: می‌دونی آوا؟ فکر کنم امروز یه چیز مهم یاد گرفتم. اگه یه عالمه کار ریخت سرمون، لازم نیست همون اول بترسیم. اول ببینیم از کجا باید شروع کنیم. آوا لبخند زد و گفت: آفرین!

آشپزخونه‌ی دلانالند ساکت شد، همه‌چیز سر جاش بود و انگار برای سفارش بعدی منتظر مونده بود.

26% قیمت اصلی: ۱۴,۱۷۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء بود.قیمت فعلی: ۱۰,۴۵۵,۰۰۰ ﺗﻮﻣﺎنءءء.

موجود در انبار

بازه زمانی ارسال: 14. شهریور – 15. شهریور
توضیحات

گاهی یه بازی ساده می‌تونه یه دنیای پر از ماجراجویی بسازه؛ دنیایی که در اون کودک میشه یه آشپز کوچولوی واقعی، برای عروسک‌ها و اعضای خانواده غذا درست می‌کنه، میز می‌چینه، برگر درست می‌کنه و هر بار یه داستان تازه برای خودش می‌سازه. درست از همین‌جا، دنیای جذاب نقش‌آفرینی شروع میشه؛ جایی که خلاقیت، استقلال و کلی مهارت دیگه، وسط بازی و بدون آموزش مستقیم رشد می‌کنن.

آشپزخانه بزرگ و تعاملی وسترن (WESTERN KITCHEN) از برند بوزی تویز (Buzhi Toys) برای همین تجربه ساخته شده؛ یه آشپزخونه ایستاده و چندمنظوره ۹۱ قطعه‌ای با ارتفاع ۱۰۰، عرض ۶۶ و عمق ۲۶ سانتی‌متر که کلی وسیله و قابلیت شبیه یه آشپزخونه واقعی داره. از قابلمه و ماهیتابه گرفته تا قوری، بشقاب، فنجون، کفگیر، ملاقه، انبر، چنگال و کارد، تخته آماده‌سازی، بطری‌های سس و ادویه و کلی میوه و مواد غذایی رنگارنگ؛ همه‌چی آماده‌ست تا کودک آشپزخونه خودش رو راه بندازه و هر بار یه غذای تازه درست کنه.

اما جذابیت این آشپزخونه فقط به ظاهرش نیست! شیر آبش قابلیت گردش آب داره و با کمک پمپ، آب واقعاً از شیر خارج میشه و داخل سینک جریان پیدا می‌کنه. کودک می‌تونه باهاش ظرف‌ها و مواد غذایی رو بشوره و بازی رو شبیه‌تر به آشپزی واقعی تجربه کنه. روی اجاق هم یه اتفاق جالب می‌افته؛ با ریختن چند قطره آب داخل قسمت مخصوص، بخار سرد و بی‌خطر شبیه بخار آشپزی بلند میشه و فضای آشپزی رو واقعی‌تر می‌کنه. بالای آشپزخونه هم یه هود موزیکال قرار گرفته که با افکت‌های صوتی و نمایشگر شبیه ساعت، فضای آشپزی رو جذاب‌تر می‌کنه. بالاتر از اون هم یه ساعت عقربه‌ای آموزشی هست که کودک می‌تونه در کنار بازی، کم‌کم با مفهوم ساعت و زمان آشنا بشه.

یکی از هیجان‌انگیزترین قسمت‌های این آشپزخونه، باربیکیو و برگرسازیه. کودک می‌تونه استیک رو روی صفحه گریل بذاره و بعد با نان برگر، همبرگر، پنیر، کاهو و گوجه، برگر مخصوص خودش رو درست کنه. یه روز می‌تونه برگر درست کنه، یه روز مرغ و ماهی آماده کنه و یه روز هم برای مهمون‌هاش یه منوی کامل بچینه! البته ماجرا همین‌جا تموم نمیشه. فر درب‌دار، قفسه ادویه‌ها، جای دسر و بستنی، بخش آب‌سردکن و یخ‌ساز روی در یخچال و سطل تفکیک پسماند هم در طراحی آشپزخونه جا گرفتن تا کودک برای هر وسیله جای مشخصی داشته باشه و بعد از بازی هم بتونه وسایلش رو مرتب کنه. تازه کلی مواد غذایی هم همراه این مجموعه هست؛ از قارچ، هویج، خیار، ذرت، کاهو و بروکلی گرفته تا استیک، ران و بال مرغ، ماهی، سوسیس، تخم‌مرغ، نان برگر، پنیر و گوجه. برای دسر هم بستنی و خوراکی‌های مختلف وجود داره و انواع سس، ادویه، شیر، آبمیوه و نوشیدنی هم منوی بازی رو کامل می‌کنن.

این آشپزخونه ۹۱ قطعه‌ای برای کودکان ۳ سال به بالا طراحی شده و می‌تونه هر روز یه داستان تازه بسازه؛ یه روز صبحونه آماده بشه، یه روز رستوران باربیکیو راه بیفته، یه روز برگر مخصوص درست بشه و یه روز هم کودک برای دوستاش یه مهمونی بزرگ برگزار کنه. این مدل بازی‌ها فقط برای سرگرمی نیستن. کودک وسط بازی تصمیم می‌گیره، مواد غذایی رو انتخاب و دسته‌بندی می‌کنه، وسایل رو مرتب می‌کنه، حرکات دستش رو تمرین می‌کنه و یاد می‌گیره برای انجام یه کار، مرحله‌ به‌ مرحله جلو بره. همین تجربه‌های ساده کم‌کم به رشد استقلال و مسئولیت‌پذیریش کمک می‌کنن.

WESTERN KITCHEN فقط یه آشپزخونه برای بازی نیست؛ یه دنیای کوچیکه که در اون هر روز می‌تونه یه منوی تازه، یه مهمونی تازه و یه ماجرای تازه شروع بشه.

دلانالند، منتخب والدین فردا! کودک امروزی که والد آگاه فرداست.

توضیحات تکمیلی
برند
سبک بازی
جنس
رده سنی
مخاطراتخطر بلعیدن برای کودکان زیر 3 سال
تعداد قطعات
نظرات (0)
0 نقد و بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.